![]() |
![]() |
|
|
وای امسال چقدر زود تعطیلات عید نوروز گذشت ! هرسال اول عید به روزهای پایانی تعطیلی وانبوه کارهایی که می رسد وکارهایی که قرار بوده انجام شود ونشده فکر نمی کنیم و وقتی روزها پشت سرهم می گذرد َهمه مهمانی رفتن ومهمانی دادن وبگو بخندها تمام می شود بدون استثنا همین را می گوییم که چقدر امسال زود گذشت من از اول سال با خودم قرار گذاشتم که حتما روزی یک پست برای وبلاگم بگذارم( سوژه های خوبی هم برای نوشتن بود ونشد) ، وهرروز حداقل چند صفحه مطالعه کنم و.... وبا گذشت ۱۵ روز هیچ کدام از برنامه هایم را آنطور که باید وشاید عملی نکرده ام وبا افسوس من هم مثل بقیه می گویم وای تعطیلات چه زود گذشت ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 23:11 توسط مکث |
|
|
کلادیوس دوم پادشاه روم باستان اعتقاد داشت سربازان مجرد جنگجوتر وشجاع ترند وهیچکدام از افراد لشکرش نباید ازدواج کنند ،اما کشیشی به نام والنتاین مخفیانه سربازان را به عقد دختران دلخواهشان در می آورد . زمانی که پادشاه از عمل او آگاه شد دستور داد تا او را به زندان بیندازند و والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان شد وهر روز نامه ای برای او می نوشت واز عشق سخن می گفت جمله هر روز او این بود که وعده دیدار نزدیک است اما هرگز به این دیدار نرسید و در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی به دستور پادشاه اعدام شد . روز مرگ او هر سال به عنوان روز عشق از طرف جوانان جشن گرفته می شود و همه به عزیزانشان هدیه می دهند این جشن در بین مردم کشور ما هم آنقدر همه گیر شده و جا باز کرده که نه تنها دختران و پسران برای هم هدیه می خرند بلکه پدر برای دخترش وبچه ها برای پدرو مادرشان هم هدیه می خرند . ایران در عهد با ستان یک کشور شاد و با پیشینه ای غنی بوده است که به مرور زمان ودر اثر بی توجهی دولتمردان و مسئولین به ایجاد راههایی برای شادی در بین مردم شرایطی فراهم شده که به راحتی مردم کشورمان این شادی را از دیگر کشورها وام می گیرند و خیلی زود همه گیر می شود در صورتی که ما با یک بررسی در تقویم ایرانی و اسلامی خودمان چه از طریق فرهنگ ایران باستان و چه از طریق فرهنگ اسلامی دارای زمینه های بسیار زیادی برای ایجاد شادی در بین همه اقشار جامعه هستیم مثلا روز تولد ائمه اگر بیش از این با شادی برگزار گردد، زمینه مناسبی است برای جایگزینی این مناسبتها یا روز ازدواج حضرت علی وفاطمه می تواند روز عشق اسلامی باشد و... واما بزرگترین جشن عشق یک ایرانی اصیل می تواند همین فردا باشد روز ۲۹ بهمن ماه َروز جشن سپندارمذ یا جشن گرامیداشت زمین و زن ایرانی ... ایرانیان باستان َزمین را نمادی از عشق می دانستند چون اعتقاد داشتند که زمین با فروتنی وتواضع به همه کس عشق می ورزد ، سپندار مذگان جشن عشق است ودر این روز زنان به مردان با محبت تمام هدیه می دهند ومردان زنان را از کار کردن معاف واز آنان اطاعت می کردند . روز جشن وعشق ایرانی خیلی بیشتر از والنتاین رومی مبارک باد ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 0:34 توسط مکث |
|
|
خیلیها زمستان را دوست دارند ازجمله مادر من که با نزدیک شدن زمستان تدارک خاصی می بیند و حتی مفصل تر از شب عيد خانه تكاني مي كندكه بيا وببين ! آجيل مخصوص زمستان تدارك مي بيند و حسابي احساس خوبي دارد جالب تر اينكه براي شبهاي بلند زمستانش هم برنامه اي در نظر مي گيرد و دوست دارد فيلمهاي جالبي هم برايش پخش شود تا بيشتر از در كنار بخاري بودن بهره ببرد ، حتي از سرماي شديد و برف و باران و شبهاي سرد و بلندش لذت مي برد و تازه به قول خودش سر حالتره وبيشتر به كارهايش مي رسد... و اما من با صد درجه تفاوت از سايه هاي سرد و بلند و شبهاي طولاني و تاريك و خلوتش مي ترسم حتي ريختن برگها ولخت شدن در ختها كه براي خيليها زيباست براي من غير قابل تحمل است وگذشته از همه اين ها روزهاي دلگير برفي و باراني را بگو كه يكباره همه دلتنگيهاي هزار ساله را آوار مي كند روي سرت تنبلي و بي حالي و خوابهاي زمستاني طولاني مدت من را هم به آن اضافه كنيد و ببينيد زمستان چه فصل زيباييست .اما خوب اين هم يكي از فصل هاي مفيد خداست كه بايد آن را گذراند تا بهار وتابستان بيايد و خدا كند آنقدر زمستان پربركت باشد تا بهار و تابستانمان را زيبا تر كند ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:26 توسط مکث |
|
|
رییس جمهور امشب در صحبتهایش که از شبکه یک سیما پخش شد گفت :یک دولت عملا یک یا دوسال وقت فعالیت مفید دارد، چرا که ۶ماه برای مسائل انتخابات درگیر است و چند ماه برای رای اعتماد و مدتی هم برای مطالعه در مورد اوضاع مملکت و... و این نکته برای من جای ابهام دارد که چرا یک رییس جمهور نباید ابتدا پستهای مختلف را در این مملکت تجربه کند ، در مورد همه مسائل مملکت به اندازه کافی مطالعه ، فکر وآگاهی کسب کند و بعد برای ریاست جمهوری کاندید شود البته اگر این توانایی را در خود دید و البته بدتر نیست اگر مردم هم موقع رای دادن این مسائل را مد نظر داشته باشند تا بعدا دودش در چشم خودشان نرود !.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 23:13 توسط مکث |
|
|
وقتی از سینما بیرون آمدیم یکی گفت این فیلم اینقدر مفهومی بود که ما معنی اش را نفهمیدیم ! منظورش فیلم سه زن ساخته منیژه حکمت بود که همه فکر می کردند در این فیلم باید یک مرد باشد، و سه زن داشته باشد، و دائم از آنها کتک بخورد تا وسیله خنده مخاطبان را فراهم کند. خیلی ها هم گفتند اه چه فیلم بی سروتهی حیف از پول و وقت و آدم که این فیلم را ببیند ! و خیلی ها با همسرشان آمدند تا گرفتن سه زن را ترویج کنند که عجب کلاه گشادی به سرشان رفت ! ولی سه زن نه تنها بی سروته نبود که درواقع دغدغه اصلی امروز جوامع یعنی دور ماندن از اصل خویش ، را از دریچه نگاه و حرکات و رفتار سه نسل نمایش می داد و فرش ایرانی نماد این اصالت ودر واقع گمشده این سه زن بود که بالاخره در جریان حرکتها ، برخوردها و تجربیاتشان به دست آوردند فقط کمی تلاش و تکاپو می خواست که در شخصیتهای داستان جوشید و همه به اصل خود بازگشتند . در فیلم سه زن کانون گرم خانواده و البته محیط خانه به معنای یک چهار دیواری که یک خانواده بعد از یک روز تلاش و خستگی در آن به دور هم جمع شوند ، واژه ای غریب و بیگانه ماند و به خوبی نشان داده شد که نان سنگک گرم از کنار خیلی ها می گذرد و آنها کیک و آب معدنی به جای صبحانه می خورند و دوباره از صبح تا شب می دوند، تا خرابکاری های روز قبلشان را جبران کنند . نیکی کریمی شخصیت اصلی داستان با تمام ضرافت و زیبایی که دارد کوشش کرد تا یک مرد موفق باشد و تمام تلاشش این بود تا دراین جامعه مردانه از آنها کم نیاورد دقیقا مثل خیلی از زنهای دور و برمان که زندگی ،فرزند وخانواده شان فدای کارشان می شود . همیشه فکر می کردم انسانها وقتی تکه هایی از زندگی شان را و واقعیتهای دور وبرشان را در قالب فیلم می بینند لذت می برند اما اینبار دیدم کسی از تماشای واقعیتهای امروز جوامع در حال پیشرفت لذت نبرد ....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 0:36 توسط مکث |
|
|
تلافی یک فیلم اجتماعی است به کارگردانی سعید اسدی وبا اینکه موضوعش دلدادگی و دلبری و یک کم قدیمی و پیش پا افتاده است ، ولی از آن جهت که به یادمان می آورد ، که می توان همدیگر را از زوایای دیگر دید ، دوست داشت وبه زندگی رنگ و لعاب دیگری داد و از آن جهت كه قدرت عشق را بعد از ازدواج نمايش مي دهد جالب است و به یک بار دیدنش می ارزد البته تبلیغ زیادی هم برای تجمل گرایی و ... دارد که مواظب باشيد جو گير نشويد ودلتان آن طور زندگي نخواهد كه براي نسل امروز و زوج جوان ايراني اين روزها اينجور زندگي و رفاهي فراهم نيست.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 23:9 توسط مکث |
|
|
این روزها کاندیدا شدن یا نشدن خاتمی بحث داغ همه مجالس است و حتی مادر آقای خاتمی هم گفته اند که اگر حضور خاتمی برای مملکت الزامی است کاندید شود و نظر خودشان هم اینست که اگر مردم بخواهند وارد عرصه می شوند ولی مردم به چه قیمتی می خواهند رییس جمهوری که هشت سال با تمام وجود برای این ملت زحمت کشید و حداقل در این مدت طعم واقعی رفاه ،آسایش و آزادی را به مردم چشاند، کسی که گفتگو را در جهان مطرح کرد و در سخنرانی هایش از جنگ و خونریزی و مخالفت و سر کشی نگفت و محبوبیت جهانی داشت و دارد ، کسی که به هر کشوری که سفر می کرد برای ایران و ایرانی اعتبار به ارمغان می آورد و کسی که با کوچکترین تصمیمی باید کفن پوشان را در کوچه و خیابان می دید و سکوت می کرد در حالی که برنامه هایش وفکرش فراتر از تفکر ایرانی بود و هست ، و کسی که بعد از اینهمه تلاش برای این ملت که بیشتر به کوفیان شباهت دارند بدجور مزد زحماتش را گرفت و....باز برای این مردم و به خاطر این مملکت کاندید شود ؟ مملکتی که امروز صد برابر عقب مانده تر از زمان جنگ با عراق است و کار کردن در این کشور بسیار سخت تر از آباد کردن شهر بم بعد از آن زلزله وحشتناک است ؟! به راستی دوست داران و طرفداران خاتمی چرا اصرار بر شرکت او در انتخابات دهم دارند در حالی که می دانند شرایط چهار سال پیش در کشور حکم فرما نیست و خاتمی اگر بیاید و حتی با بالاترین رای هم رئیس جمهور بشود با شرایط سختی روبرو است و نمی تواند این مردم را که برای حداقل نیازشان باید چه مشقتهایی را تحمل کنند ، راضی کند و برایشان چاره ای بیندیشد . از آن گذشته بعد از چند سال تلاش و سر و سامان دادن باید دوباره کشور رابه دست ...دیگری بسپارد . آقای خاتمی ! لطفا کاندیدای ریاست جمهوری نشوید تا خودتان را خراب نکنید و به زحمت نیندازید شما چهره ای دوست داشتنی و جهانی هستید که با ید وقتتان را به کارهایی غیر از اداره کشور و فکر کردن به آب و نان و مسکن این ملت بگذرانید ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 1:9 توسط مکث |
|
|
احمد توکلی درباره حرف و حدیثهای کتمان اعطای صد میلیون تومان به هر نماینده مردم در مجلس و در نامه ای به رییس مجلس شورای اسلامی به بند ۱۱ ماده ۲۳ قانون آیین نامه داخلی مجلس که :"حفظ شأن و منزلت و اقتدار مجلس را یکی از وظایف هیأت رئیسه می شمارد " اشاره کرداست و همچنین مواردی را در نامه اش ذکر و نگرانی خود را ابراز کرده است ! ! جناب آقای احمد توکلی ! اعطای صد میلیون به نمایندگان برای مردم هیچ شبهه ای ایجاد نمی کند و نسل ها را به نابودی نمی کشاند به شرط آنکه مجلسیان واقعآ نماینده مردم باشند نه دست نشانده دولت برای سکوت در برابر همه جریانها و یا اطاعت از دولتیها و به به و چه چه کردن در قبال اینهمه بی احترامی و کارهای غیر کارشناسی ! ... آقای توکلی ! شأن و منزلت و اقتدار مجلس زمانی زیر سوال می رود که نمایندگانی که با رأی همین مردم بر سر کار آمدند بارها جهت استیضاح وزیرانی که می دانید لازم است استیضاح شوند امضا بگیرند و بعد معلوم نشود چرا منصرف می شوند و زیر حرفشان می زنند ؟! منزلت و شأن مجلس زمانی ازبین می رود که اجازه انجام هر عمل غیر قانونی و غیر عرفی را به دولت و به بهانه همسویی با دولت و برای جلوگیری از تفرقه می دهند ، بدون اینکه به نابودی مردم و جوانان این مملکت و آینده گان فکر کنند ! اقتدار مجلس زمانی می شکند که به اوضاع بی سروسامان ملت توجهی نشود و برای جلوگیری از این اوضاع آشفته ودرهم و این گرانی که کمر مردم را شکسته هیچ اقدام یا توجیهی نمی شود و.... با همه این پیش آمد ها و اگر پس از این هم مجلسیان اینچنین عمل کنند که به جای نماینده و حامی همه مردم ایران حامی دولتی باشند که کمترین توجهی به خواست این ملت ندارد و همه کارهایش به صورت آزمون و خطا و بدون در نظر گرفتن تجربیات گذشته انجام می گیرد ، آنوقت نمی دانم چه بر سر نسل آینده ما و دیدگاه جوانانمان نسبت به دین و مذهب و این انقلاب می آید اینها ست که به اقتدار مجلس لطمه وارد می کند نه در یافت صد میلیون پول و امروز و فردایی است که همه ارزشها زیر سوال برود ازجمله اصل وجودی مجلس شورای اسلامی و اعتماد مردم روز به روز از مجلس کمتر و کمتر می شود چرا که اگر این دولت رسانه آزادی برای مردم باقی بگذارد خودشان بهتر از هر نماینده مجلسی از کشورشان ، خودشان ، آرمانها ، امام ،جمهوری اسلامی و مهمتر از همه از حقشان دفاع می کنند و دیگر نیازی به نماینده ندارند ! ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 0:16 توسط مکث |
|
|
نمی دانم چرا همه مردم به رییس جمهور ایران می گویند دروغگو و معتقدند که او به وعده های تبلیغاتی اش عمل نکرده است ! این مرد قدرتمند کم به ایران و ایرانی خدمت کرده ؟بیچاره شبانه روز سه ساعت هم نمی خوابد و فقط در فکر ملت است که چطور زندگیشان را از این هم جهنمی تر کند ! همین عزت نفس و سربلندی که برای همه ایرانی ها به ارمغان آورده ، و همین که در برابر کشورهای دیگر قد برافراشته، و همین که درمقابل قدرتهای جهانی می ایستد و آنها را طرد می کند تا فقط با کشورهایی مصالحه و دوستی کند که هیچ وجه مثبتی در پیشرفت ایران ندارند و بیشتر درصدد دریافت کمک مالی از ایران هستند، و همین که برای ملت ایران انرژی هسته ای را آورده ، وهمین که با شجاعت تمام در مقر سازمان ملل می گوید که بعضی کشورها خیلی فرصتها را از دست داده اند در حالی که خودش همه فرصتها را از دست داده ، و همین که تا می بیند یکی از خدمتگزاران مردم درست به وظایفش عمل نکرده او را کله پا می کند تا بیشتر از این خرابکاریهایش لو نرود ، و... اینها افتخار نیست؟ اینها خوبی نیست ؟ اینها قدرت و خدمت یک رییس جمهور را نشان نمی دهد ؟ خوب اگر خوب و فعال نبود که اکثر مجلسیها ، رسانه های ارتباط جمعی ، سخنگو ی دولت و همسر ش و بخصوص بالاترین مقامهای کشوری از او دفاع نمی کردند . نمونه خدمت اش همین امشب در مصاحبه ای که با یک خبر نگار در نیویورک داشت معلوم شد که خیلی از مردم ایران دفاع ، و برای آنها افتخار آفرینی کرد ، از جمله اینکه گفت :«مردم ایران مردمی بزرگ هستند با فرهنگ و تمدنی بزرگ »! خوب راست می گوید اگر مردم ایران بزرگ نبودند و فرهنگ و تمدن بزرگی هم پشتوانه آنها نبود یک روز هم نمی توانستند در برابر خرابکاریها و وعده های عملی نشده او و همکاران دست به سینه اش دوام بیاورند و هیچ مردی نمی توانست زیر خرج و مخارج سنگین زندگی کمر راست کند و هیچ زنی نمی توانست توهینهایی که کم کم و زیر پوستی در برابرشان اعمال می شود را تحمل کند و هیچ مدیر و کارشناس باتجربه و فعالی که به بدترین نحو از کارش رانده شده نمی توانست این توهین ها و کارهای غیر کارشناسی شده را هضم کند. و ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 0:14 توسط مکث |
|
|
هرسال ماه رمضان شبكه هاي تلويزيوني جشنواره اي از سريالهايي با موضوعات مختلف پخش مي كنند و هر سال عده اي از اين سريال يا اون سريال خوششان مي آيد، بعضي ها خوششان نمي آيد و بعضي ها انتقاد مي كنند ،بعضي ها هم مي كوبند و بين نقد هاشون هيچ چيز براي كارگردان جا نمي گذارند. همه اين مقدمه براي پرداختن به انتقادهايي بود كه درست يا نادرست از مجموعه طنز بزنگاه انجام شد و حتي وسط سريال قرار بود از پخشش جلو گيري شود كه خوشبختانه اين اتفاق نيفتاد و بالاخره تا آخر به خوبي و خوشي تمام شد . من با اينكه همه قسمتهاي اين سريال را كامل نديدم ولي فكر مي كنم غير از جالب بودن حرفهايي هم براي گفتن داشت هر چند كه انتقادهايي هم بهش وارد بود اما اگر كمي منصف باشيم نقاط مثبت بيشتر ي را در اين سريال مي بينيم كه بدون اغماض مي توانست چيزهايي را در قالب مسائل غير جدي بگويد و در سها و تاثيرات خوبي به مخاطب بدهد . حتي همه اين قسمتهايي كه به تعبير خيلي ها بي احترامي به بزرگترها بود و براي كم سن و سالها بد آموزي داشت ، نشان دهنده واقعيتهاي جامعه ما ست كه هر روز از بيرون اين جعبه جادويي مي بينيم و چاره اي جز سكوت نداريم و حالا فرصتي پيش آمده تا همه با هم به آنها بخنديم ! بدون تعارف يعني همه جوانها و نوجوانهاي كشور ما با ادب هستند و به بزرگتر ها بي احترامي نمي كنند! و حالا با ديدن اين فيلم قرار است بي ادبي را ياد بگيرند؟ يا اينكه مردم كشور مان با ديدن اين فيلم قرار است هنوز كفن باباشون خشك نشده به فكر تقسيم ارث و ميراثش بيفتند و قبلا كسي اينها را بلد نبوده و انجام نداده!؟ يا اينكه با ديدن اين فيلم تعدادي جوان معتاد مي شوند ؟ يا اينكه ممكنه به خاطر نمايش اين مسائل حيا و حرمت و شرم بعضي چيزها از بين برود ؟ نه اينطور نيست ! همه اين واقعيتها چه بخواهيم و چه نخواهيم هست، فقط تا حالا كسي شهامت باز گو كردن آن را در اين حد وسيع نداشته و به بركت اين سكوت همه سعي كرديم كه اينها را نبينيم و نشنويم يعني مثل كبك سرمان زير برف است و همه چيز را انكار مي كنيم . ما ايرانيها هميشه به جاي اينكه دنبال راه حل براي معضلاتمان باشيم صورت مساله را پاك مي كنيم آنوقت مي گوييم سريالي كه هر شب هزاران بيننده داشته به خاطر نمايش چند تا حقيقت نبايد پخش شود و دريغ ازاينكه هيچكس تو اين سريال گذشت آدمها در برابر هم را نديد ، هيچكس محبتهاي يك غريبه ( حاجي آقا مرتضايي) را در برابر كساني كه نسبتي با اون نداشتند، نديد و هيچكس نگفت كه( رضا عطاران )واقعيتها و معضلات جامعه ما را در سي شب نمايش دا د و منتظر چشمها وتفكرات باز و مثبتي بود كه از اين پيشامد ها درس بگيرند يا اينكه فكركنند و چاره اي بينديشند و هيچكس به اين فكر نكرد كه اگر همه جوانهاي ما يك پدر معنوي مثل (حاج آقا مرتضايي) داشتند كه همه جا مثل يك سايه وپشتوانه محكم همراهشان بود چه مي شد و هيچكس شيريني هاي حضور يك دختر بچه و نقش آفريني زيبا وماهرانه او را نديد كه چطور پدرش را دگر گون كرد وهمه هر روز مي بينند پدر هايي با شرايط بدتر از( نادر) كه سرپرستي بچه هايشان را خودشان برعهده دارند و خيلي بدتر از اين با طفلان بي گناهشان رفتار مي كنند وما اينقدر درگير مشكلات خودمان وبه دنبال كبابي وسنگكي هستيم كه ضجه هايشان را نمي شنويم وهيچكس تلاش پدر( نسيم ) براي باز گرداندن يك معتاد كه در واقع يك بيمار محسوب مي شود را جدي نگرفت و همه گفتند : اگر ما بوديم دختر به اونمي داديم و سروگوشمان را راحت مي كرديم و هيچكس نگفت اگر زنان و مردان بعضي وقتها گذشت كنند ... چرا شايد خيلي ها از اين بيشتر هم نقاط مثبت و آمورنده ديده باشند ولي هيچكس نگفت اين هم مي تواند شيوه جديدي از سريال سازي براي سيما باشد تا به صورت نمايش معكوس به همه ياد آوري كند كه گاهي به گفته لقمان حكيم : "ادب از كه آموختي از بي ادبان " رابايد پياده كرد .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:56 توسط مکث |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من اونی که شما فکر می کنید نیستم...
|
| پیوندهای روزانه |
|
جایی که زبان عاجز میشود مجسمه های شنی در بابلسر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 |
| پیوندها |
|
وب نوشت نماي آينده وبخونه همينجوري ایساتیس بر ساحل سلامت زنوشت (پرستودوكوهكي) مسيح نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها |
|
RSS
|